باید امشب بروم

باید امشب بروم
باید امشب چمدانی را
که به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد ، بردارم
و به سمتی بروم
که درختان حماسی پیداست
رو به آن وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند .
یک نفر باز صدا زد : سهراب !
کفش هایم کو؟ ....
دیدگاه ها (۲)

√ اعـــ ــوذ بـــالله من الشیطان الرجـــ ـــیمبســـ ـــم الل...

فروردینی که باشی صب تا شب میشی سنگ صبور دوست و آشناشب خودت م...

✘در من گرگی هست خسته از نبرد های پی در پی برای زندگی✘✘در گوش...

ــ این ترانه را دوباره بخوان.ــ تانگویی است که مد روز شده اس...

‌#بادیگارد_سرد_منپارت ⁸ویو لارا______لبخندی بر لبِ خونینبا ت...

「君の声が聞こえない」صدای تو را نمی شنوم🍃🎆Part 4کائده:چند روز گذشت.نه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط