سناریو : ملکه تنجیکو

سناریو : ملکه تنجیکو

پارت: ۱۰

یونا
همراه ایزانا و بقیه اعضای تنجیکو به محل رسیدیم
چند نفر از گنگ رقیب وسط خیابون ایستاده بودن
همین که ما رو دیدن یکی از اونا با خنده گفت
عضو گنگ
پس بالاخره رئیس تنجیکو هم اومد
بعد نگاهش روی من افتاد
عضو گنگ
ها دخترم با خودتون آوردین
چند نفرشون شروع کردن به خندیدن
ران اخم کرد
ران

دو دقیقه دیگه خودت میخندی یا نه معلوم میشه
ایزانا حتی نگاهشونم نکرد

فقط آروم گفت

ایزانا
تمومش کنید

همه با سرعت به سمتشون دویدن
درگیری تو چند ثانیه شروع شد
منم نفس عمیقی کشیدم و وارد دعوا شدم
یکی از اونا با مشت حمله کرد
جاخالی دادم و با آرنج به شکمش زدم
قبل از اینکه بلند بشه نفر دوم رسید
دستشو گرفتم و محکم به زمین کوبیدمش

ران کنارم با چند نفر درگیر بود
ریندو هم یکی از اونا رو نقش زمین کرد
همه جا صدای دعوا پیچیده بود

یکی از افراد گنگ از پشت خواست بهم حمله کنه
اما قبل از اینکه نزدیک بشه ایزانا با یه ضربه اونو انداخت روی زمین
چند ثانیه بهش نگاه کردم
ایزانا بدون اینکه طرفم رو نگاه کنه گفت

ایزانا
حواست جلو باشه

سرمو تکون دادم
بعد دوباره وارد دعوا شدم
چند دقیقه بیشتر طول نکشید
اعضای گنگ رقیب یکی یکی فرار کردن
ران خندید

ران
همین بود همه ادعاتون

ریندو
وقت تلف کردن

کاکوچو نگاهی به اطراف انداخت

کاکوچو
کسی آسیب جدی ندیده

ایزانا
برگردیم

یونا
وقتی سوار موتور شدیم
نگاهم به ایزانا افتاد
اون مثل همیشه آروم بود
ولی برای اولین بار حس کردم
از اینکه منو به تنجیکو آورده
پشیمون نیست
دیدگاه ها (۰)

سناریو : ملکه تنجیکوپارت ۱۱یونابعد از اون درگیری همه به محوط...

پروفمو تغییر دادم گمم نکنید

بعد از دوهفته اومدم امیدوارم منو یادتون نرفته باشه ☺️☺️خب او...

سلام بچه ها قراره مدتی از ویسگون برم ( دلم نمی‌خواد ولی باید...

سناریو : ملکه تنجیکوپارت: ۹یونا:همراه ران و ریندو داخل محوطه...

می‌دونم سناریو یی که می‌نویسم خوب نیست ولی میشه حمایتم کنید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط