.

.
مه روی تو،شب موی تو، گل بوی تو دارد
گلزار جهان خرمی از روی تو دارد

گردون که سرا پای وجودش همه چشم است
پیوسته نظر در خم ابروی تو دارد

مهتاب شب افروز که از هاله کند زلف
خود سایه ای از خرمن گیسوی تو دارد

نرگس که نظرباز بود در صف گل ها
تا چشم تو را دیده نظر سوی تو دارد

با نکهت زلف تو نسیم سحری را
هر جا نِگرم سر به تکاپوی تو دارد

تا ساقی این بزم تویی,باده ی گلرنگ
این گرمی و لطف از اثر خوی تو دارد

گلچین که به شیرین سخنی شهره ی شهر است
لطف سخن از لعل سخنگوی تو دارد

#احمد_گلچین_معانی در
دیدگاه ها (۱)

مه روی تو، شب موی تو، گل بوی تو دارد! گلزار جهان، خرمی از رو...

خیال روی تو چون در ناب در نظر استز اشک دمبدمم صد حباب در نظر...

شب این سر گیسوی ندارد که تو داریآغوش گل این بوی ندارد که تو ...

مه روی تو، شب موی تو، گل بوی تو دارد! گلزار جهان، خرمی از رو...

به کدام قامت از گل رخ تو به سوی گلشن نگرم به سوی دیگر به گ...

شب این سر گیسوی ندارد که تو داریآغوش گل این بوی ندارد که تو ...

شب این سر گیسوی ندارد که تو داریآغوش گل این بوی ندارد که تو ...

رندم و شهره به شوریدگی و شیداییشیوه ام چشم چرانی و قدح پیمای...

رندم و شهره به شوریدگی و شیداییشیوه ام چشم چرانی و قدح پیمای...

...کس نیست که افتادهٔ آن زلفِ دوتا نیستدر رهگذرِ کیست که دام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط