سه سال واسم حبس بریدن

سه سال واسم حبس بریدن!
اون هم به خاطر کارهای سینمایی؛
اون زمان من نه نویسنده بودم، نه کارگردان، فقط مسئول تجهیزات و برق رسانی سینما بودم.
گاهی وقت ها حین پخش بعضی فیلم ها حس می کردم لازم نیست بیننده اون ها را تا آخر ببینه.
واسه همین برق سینما را قطع می کردم و اون ها با یک داستان نیمه کاره می رفتن خونشون، واقعیت اینه که یک داستان نیمه کاره خیلی بهتر از یه پایان مسخره است.
بعد از اینکه از زندان آزاد شدم ازم پرسیدن، آیا باز هم می خوام این کار را ادامه بدم؟
گفتم البته! هیچ چیز بهتر از یه از برق کشیدن به موقع نیست...
حتی اگه می تونستم رابطه های عشقی را هم به موقع از برق می کشیدم، اون وقت همه با یک داستان نیمه کاره قشنگ می رفتن خونه هاشون!



#قهوه_سرد_آقای_نویسنده #روزبه_معین
دیدگاه ها (۳)

کم کم فهمیدم برای مرگ تبلیغ منفی زیاد شده است. گرچه شادمانی ...

زن است آنکه در درون منتکلم می‌کند نجوای عمیق دوست داشتنت راپ...

part:32name: عشق و جداییویو بورامو هاش خیس بود..حموم بوده ول...

part:16name:عشق وجداییویو بورااز عمارت خیلی دور شده بودم ولی...

#پارت14#ازت.متنفرم.اما.دوست.دارم----------------------------...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط