پارت۶۲
پارت۶۲
چنگ یه جای خوشگل پیدا کرد سرو وضعشو داشت مرتب میکرد که چینیونگ اومد پیشش خبریه
چنگ .. چرا میپرسی
چینیونگ.. نمیتونم ییبو و شوکای پیدا کنم ژانم نیست
چنگ .. خب
چینیونگ..خب که کجا هستن
چنگ.. رفتن
چینیونگ ..کجا رفتن
چنگ ..خوش گذرونی
چینیونگ..چی مگه بیکار هستن
چنگ ..اره هستن ژان و ییبو رفتن ماه عسل به تو چه اصلا
چینیونگ..همینقدر مونده توهم بیایی و جواب منو بدی
چنگ.. درست حرف بزن
چینیونگ..توهم مثله ژان عوضی هستی
چنگ پاشد و یک سیلی زد تو گوش چینیونگ
چنگ..درست حرف بزن
به نظرت من کی هستم من شاهدخت شیلارو هستم اگه یه بار دیگه جرئت کنی و درست حرف نزنی کاری میکنم از زنده موندنت پشیمون بشی
چینیونگ..چطور جرئت میکنی
چنگ.. چرا نکنم مگه مقامت از من بالاتره که تو بیایی و با من اینجوری حرف بزنی
چینیونگ.اما فراموش کردی من از قلمرو اواندل هستم
چنگ.. فراموش نکردم اما اینم فراموش نکردم کسی تو قلمروی اواندل بهت اهمیت نمیده
چینیونگ.. به همتون نشون میدم
چنگ ..منتظرم
بعد چینیونگ با عصبانیت رفت
چنگ ..وقتمو گرفت خب کجا بودیم
لوسی تازه از خواب بیدار شود
لوسی ..من کجام
خدمتکار..شما تو اقامتگاه ارباب هستین
لوسی..چرا انقدر سرم دیدمیکنه
خدمتکار..شما سرماخوردین و ارباب شمارو اوردبه اینجا
لوسی..ارباب کیه
خدمتکار..شاهزاده شیلارو هستن شاهزاده چن ژه یوان
لوسی..اهاحالایادم اومد من دیگه میرم ببخشید که باحس زحمتتون شودم
خدمتکار..بانو اول صبحانه بخورین بعدبرین
لوسی داشت میرفت که چن ژه یوان اومد
چن ژه یوان..الان حالت چطوره
لوسی..بخاطره همچی ممنونم
چن ژه یوان..خاهش میکنم کاری نکردم
لوسی..حتمایروزجبران میکنم
چن ژه یوان..نیاز به جبران نیست امابازم ممنون
لوسی..من دیگه میرم ببخشیدبه زحمت انداختمت
چن ژه یوان..پس بزار به افراد بگم هرجا میخوایی ببرنت باکالسکه
لوسی..باش ممنون
چنگ یه جای خوشگل پیدا کرد سرو وضعشو داشت مرتب میکرد که چینیونگ اومد پیشش خبریه
چنگ .. چرا میپرسی
چینیونگ.. نمیتونم ییبو و شوکای پیدا کنم ژانم نیست
چنگ .. خب
چینیونگ..خب که کجا هستن
چنگ.. رفتن
چینیونگ ..کجا رفتن
چنگ ..خوش گذرونی
چینیونگ..چی مگه بیکار هستن
چنگ ..اره هستن ژان و ییبو رفتن ماه عسل به تو چه اصلا
چینیونگ..همینقدر مونده توهم بیایی و جواب منو بدی
چنگ.. درست حرف بزن
چینیونگ..توهم مثله ژان عوضی هستی
چنگ پاشد و یک سیلی زد تو گوش چینیونگ
چنگ..درست حرف بزن
به نظرت من کی هستم من شاهدخت شیلارو هستم اگه یه بار دیگه جرئت کنی و درست حرف نزنی کاری میکنم از زنده موندنت پشیمون بشی
چینیونگ..چطور جرئت میکنی
چنگ.. چرا نکنم مگه مقامت از من بالاتره که تو بیایی و با من اینجوری حرف بزنی
چینیونگ.اما فراموش کردی من از قلمرو اواندل هستم
چنگ.. فراموش نکردم اما اینم فراموش نکردم کسی تو قلمروی اواندل بهت اهمیت نمیده
چینیونگ.. به همتون نشون میدم
چنگ ..منتظرم
بعد چینیونگ با عصبانیت رفت
چنگ ..وقتمو گرفت خب کجا بودیم
لوسی تازه از خواب بیدار شود
لوسی ..من کجام
خدمتکار..شما تو اقامتگاه ارباب هستین
لوسی..چرا انقدر سرم دیدمیکنه
خدمتکار..شما سرماخوردین و ارباب شمارو اوردبه اینجا
لوسی..ارباب کیه
خدمتکار..شاهزاده شیلارو هستن شاهزاده چن ژه یوان
لوسی..اهاحالایادم اومد من دیگه میرم ببخشید که باحس زحمتتون شودم
خدمتکار..بانو اول صبحانه بخورین بعدبرین
لوسی داشت میرفت که چن ژه یوان اومد
چن ژه یوان..الان حالت چطوره
لوسی..بخاطره همچی ممنونم
چن ژه یوان..خاهش میکنم کاری نکردم
لوسی..حتمایروزجبران میکنم
چن ژه یوان..نیاز به جبران نیست امابازم ممنون
لوسی..من دیگه میرم ببخشیدبه زحمت انداختمت
چن ژه یوان..پس بزار به افراد بگم هرجا میخوایی ببرنت باکالسکه
لوسی..باش ممنون
- ۲.۲k
- ۲۸ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط