فن فیک هاروچیوسانزویاندرهو اتدخترسالهاش

فن فیک هاروچیوسانزو(یاندره)و (ا.ت)دخترِ۱۳ساله‌اش*
“پارت7”
✨ Start ✨
سانزو یه پلک عمیق زد. نوک سیگار تو تاریکی سرخ شد. چشم‌هاش برق زد. همون برق سرد. (ا.ت) سعی کرد نفس بکشه. نشد. انگار هوا ته کشیده بود. قلبش می‌کوبید تو گوشش. تق. تق. تق. بلندتر از قدم‌های سانزو. سانزو یه قدم جلوتر اومد. نه عجله داشت، نه عصبی بود. همین آروم بودنش بدتر بود. — «خیلی زود خسته شدی.» (ا.ت) پلک زد. لبش لرزید. ولی این‌بار… یه چیز کوچیک توی دلش تکون خورد. یه چیز ریز. یه جرقه. دستش آروم روی زمین کشیده شد. انگشتاش خورد به یه تکه شیشه‌ی شکسته. تیز. سرد. واقعی. سانزو خم شد که صورتش رو ببینه. — «نگاه کن به من.» (ا.ت) نگاه نکرد. و همون لحظه، بدون فکر، بدون برنامه، دستش رو بالا آورد. تیزی شیشه برق زد. نه برای حمله. برای فاصله. نوک شیشه رو گرفت سمتش. دستش می‌لرزید، ولی عقب نکشید. — «نیا جلو.» صداش لرزید. ولی گفتش. گفت. برای اولین بار، جمله از گلوی قفل‌شده‌ش بیرون اومد. سانزو ایستاد. نه ترسید. نه عقب رفت. فقط نگاهش کرد. با یه لبخند کمرنگ. — «بالاخره…» یه پک دیگه زد. دود رو آهسته فوت کرد. — «بالاخره یاد گرفتی چطور دفاع کنی؟» (ا.ت) حس کرد اشک داره جمع میشه، ولی نذاشت بریزه. باورش نمیشد که اونو سمت پدرش گرفت ولی از اون طرف داشت خفه میشد.. دستش هنوز بالا بود. شیشه تو نور کم کوچه می‌درخشید. — «من… مالِ تو نیستم.» این جمله رو که گفت، خودش هم انگار باورش نمی‌شد. ولی گفت. چند ثانیه سکوت. کوچه ساکت‌تر از قبل شد. سانزو سیگارشو انداخت زمین. با کف کفشش لهش کرد. آروم. کنترل‌شده.
بعد خیلی آهسته گفت: — «بیا امتحان کنیم.» یه قدم برداشت جلو. فاصله‌شون کمتر شد. نوک شیشه حالا فقط چند سانتی‌متر با لباسش فاصله داشت. (ا.ت) نفسش برید. اگه جلوتر می‌اومد… پوستش می‌برید. ولی سانزو دقیقاً همون‌جا ایستاد. نگاهش مستقیم توی چشم‌های لرزون (ا.ت). — «بزن.» چالش بود. بازی بود. یا شاید امتحان. دست (ا.ت) لرزید شدیدتر. اگه بزنه… دیگه برگشتی نیست. اگه نزنه… دوباره همون زندان. قلبش کوبید. و برای اولین بار… سانزو یه ذره جدی شد. خیلی کم. ولی شد.



"پایانِ‌پارت۷"
دیدگاه ها (۱)

عنوان:لبخند ترسناک.. “پارت پنجم” (ا.ت) نفس‌نفس می‌زد. دلش می...

یام،درود*اومدم بگم دلخور نباشید👌🏻👽میخواستم بگم که چرا داشتون...

د اخه این دوتا مشتی حمایت نشن؟ وقتی اینهمه زحمت میکشن🤡💔https...

پارت ۴ سناریو سانزو. احتمالا پارت اخر

میخوام ترکیبی بزنم از خواهر سانزو با شیپ ران شاید چند پارتی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط