شوگا:🤣🤣

شوگا:🤣🤣

لیسا : خوب حالا پاشید

جنی: لیسا یه دقیقه ی دیگه

لیسا: پنج دقیقه پیشم همین رو گفتی

همه خندیدن غیر زا من و کوک که از چشم اعضا دور نموند جیسو بلند شد و نشست و گفت

جیسو: شما دوتا ؟
خبریه؟

کوک: خب آره...

لیا: ما..

کوک: شاید به زور

لیا: بابابزرگمون

کوک: باهم دیگه

لیا: از... من نمیتونم

کوک: شاید ازدواج کنیم

یهو همه زدن زیر خنده

رزي: وای شما خیلی با مزه این چقدر فکر کردین این موضوع به ذهنتون رسید ( درحال جر خوردن )

که لیسا لبخندش محو شد و جدی گفت

لیسا: بگین که دروغه

لیا: مگه مرض داریم دروغ بگیم

که یهو همه مثل چی از جا پریدن و اومدن سمت ما همه شکه شده بودن که تهیونگ رو به نامجون گفت

ته: نامی تو عقلت بیشتر از ما کار میکنه چی کار کنیم

نامی: خب من یه سوال دارم

لیا و کوک هم زمان: بپرس

نامجون : شما گفتین شاید درسته ؟؟

لیا: آره شاید ولی شایدم حتما ما از هیچی مطمئن نیستیم

نامی :...
دیدگاه ها (۱)

۴۱ تایی شدنمون مبارکککک💗💗💗💗🎀🎊🎀🎀🎀🎀🎊🎊🎊🎊

کوک : گوشه تو هم هم مثا واسه من سوراخ شد لیا: آره لیسا گوشمو...

لیا : کوک میفهمی الان بابا بزرگ چی گفت کوک : یاااا بابا بزرگ...

عشق در خطر هست پارت: 41

The originals S2 Part 14کوک: *گذاشتمش رو زمین* برو دنبالشلیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط