راه کج بود نشد تا به دیارم برسم

راه کج بود نشد تا به دیارم برسم
فال من خوب نیامد که به یارم برسم

بی‌قراری رسیدن رمق از پایم برد
نشد آخر سر ساعت به قرارم برسم

شهریاری پر از اندوه ثریا هستم
شاید آخر سر پیری به نگارم برسم

استخوان سوز سیاهی زمستان شده‌ام
بلکه نوروز بیاید به بهارم برسم

عشق هرروز دلم را به کناری می‌برد
عشق نگذاشت سرانجام به کارم برسم

مرگ دل‌بستگی آخر دنیای من است
می‌روم شاید روزی به مزارم برسم
دیدگاه ها (۲۳)

چرا همیشه گفته میشود . . .«««« سکوت نشانه ی رضایت است »»»»چر...

نازنـیـن! چشم تـمـنـای مرا یادت هست؟روز تشییع دلم، حال وهوا ...

کاش......حتی ، یک بار....لابه لای غم دلتنگی,من...." تو " گذر...

من که از عشقت وفا میخواستمدر دلت یک ذره جا میخواستمچون غریبی...

راه کج بود نشد تا به دیارم برسمفال من خوب نیامد که به یارم ب...

راه کج بود نشد تا به دیارم برسمفال من خوب نیامد که به یارم ب...

راه کج بود نشد تا به دیارم برسمفال من خوب نیامد که به یارم ب...

"استاد شهریار "راه کج بود نشد تا به دیارم برسمفال من خوب نیا...

راه کج بود نشد تا به دیارم برسم فال من خوب نیامد که به یارم ...

"استاد شهریار " راه کج بود نشد تا به دیارم برسم فال من خوب ن...

"استاد شهریار "راه کج بود نشد تا به دیارم برسمفال من خوب نیا...

شعر زیبای " استاد شهریار "راه کج بود نشد تا به دیارم برسمفال...

"استاد شهریار "راه کج بود نشد تا به دیارم برسمفال من خوب نیا...

راه کج بـــود نشد تا به دیارم برسمفال من خوب نیامد که به یار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط