پارت نامی در تاریکی

🖤🔥 پارت ۱۱ — نامی در تاریکی

ساعت از نیمه‌شب گذشته بود.
یونا هنوز به پرونده نگاه می‌کرد، اما کلمات دیگر واضح نبودند.

«اونی که دنبالمه…»
صدایش آرام بود.
«کیه؟»

جونگ‌کوک کنار پنجره ایستاده بود.
دست‌هایش در جیب کت، نگاهش به شهر.

«اسمش مهم نیست.»
مکث کرد.
«قدرتش مهمه.»

یونا بلند شد و نزدیک‌تر رفت.
«تو از کسی می‌ترسی؟»

جونگ‌کوک لبخند نزد.
اما چیزی در نگاهش تاریک‌تر شد.

«نه.»
«اما وقتی پای تو وسطه، من محتاط می‌شم.»

یونا برای لحظه‌ای سکوت کرد.
بعد آهسته گفت: «پس من فقط یه نقطه‌ضعف نیستم.»

جونگ‌کوک برگشت و مستقیم نگاهش کرد. «تو یه تصمیمی.»

قلب یونا تند زد.
نمی‌دانست چرا این جمله بیشتر از هر اعترافی اثر داشت.

در همان لحظه، یکی از افراد وارد شد.
با صدایی پایین: «رئیس… ردشو پیدا کردن. نزدیک‌تر از چیزی که فکر می‌کردیم.»

جونگ‌کوک نگاهش سرد شد. «مکان؟»

مرد اسم خیابانی را گفت.
همان‌جایی که یونا بزرگ شده بود.

یونا خشکش زد.

جونگ‌کوک آرام به او نگاه کرد. «بازی شروع شده.»

و یونا فهمید:
دیگر فقط تماشاگر نیست.



اسکی ممنوع 🚫
دیدگاه ها (۰)

🖤🔥 پارت ۱۲ — بازگشت به گذشتهماشین در کوچه‌ای باریک ایستاد.هم...

🖤🔥 پارت ۱۳ — حقیقت نیمه‌شبیونا هنوز به عکس نگاه می‌کرد.زنی ب...

🖤🔥 پارت ۱۰ — حقیقتِ نصفهشب دوباره برگشته بود.چراغ‌های مخفیگا...

🖤🔥 پارت ۹ — انتخابی که گفته نشدکلید هنوز روی میز بود.یونا به...

سه پارتی Part : 3* بستنی فروشی *زوج جوان با خجالت روبه هم نش...

برده ﴾۳۵ part آری روبه هویون گفت : به توچه من می‌خوام بشینم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط