یه بار از ایستگاه مترو صادقیه تا ایستگاه علم و صنعت رو م
یه بار از ایستگاه مترو صادقیه تا ایستگاه علم و صنعت رو مخ دوستم کار کردم که یه کاری رو برام انجام بده تا راضی شد !! بعد یه دختر سیریش فال فروشی اومد ، رفیقمم فال خرید ، تا فالو خوند گفت ممد بیخیال !! من که از اولم گفتم انجام نمیدم بعد پاشدو رفت /!!!فال و پر داشتم دیدم توش نوشته بود پیشنهادی به شما میشود از طرف یک گررگ دوست نما ، شخصی با قامت بلند چشمانی درشت ، صورتی کشیده ، اصلا نپذیرید که تمامش ضرر است !!!! فقط مونده بود حافظ تو فال یه نامی هم از محمد ببره !!!
- ۵۹۲
- ۰۸ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط