همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد

همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد
همه شب دیده ی من بر فلک استاره شمرد
خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید
خواب من زهر فراق تو بنوشید و بمرد
دیدگاه ها (۱)

گاهی یک نفربیشتر از یک نفر استوقتی می رودباید یک عمر رفتنش ر...

اشک هاحرف های نگفته ی من هستندکه هر شبروی کاغذِ گونه هامی نو...

گاهی مسیر جاده به بن بست می رودگاهی تمام حادثه از دست می رود...

بعد...منم پیشش خوابیدم و اونو مهکم بغل کردم من نمیتونستم بخو...

پارت ۳

پارت شش

نام سناریو: از اجبار تا علاقهپارت: چهاریهو گوشیم زنگ خورد و ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 201♡⁠。⁠)⁩پیشونی...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ قرار ن...

روباه کوچولوی من پارت بیست و شش ꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو دازای ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط