سر ساعت قرار بیقراری را نمیفهمی

سر ساعت قرار بیقراری را نمیفهمی
دری وامانده و چشم انتظاری را نمیفهمی
شده یک ثانیه یک قرن بر تو بگذرد؟ هرگز
تو اصلن معنی لحظه شماری را نمیفهمی
تمام روح و جانم درد دارد... درد یعنی چه؟!
به خود پیچیدن از یک زخم کاری را نمیفهمی
به خود یک بمب خاهم بست در پایان شعر اما
تو این بیت سراپا انفجاری را نمیفهمی
دیدگاه ها (۲۶)

سر ساعت قرار بیقراری را نمیفهمی دری وامانده و چشم انتظاری را...

#بفرست.براش سرِ ساعت قرارِ بیقراری را نمیفهمیدری وامانده و چ...

سر ساعت قرار بیقراری را نمیفهمیدری وامانده و چشم انتظاری را ...

سر ساعت قرار بیقراری را نمیفهمیدری وامانده و چشم انتظاری را ...

سر ساعت قرار، بیقراری را نمیفهمی دری وامانده و چشم انتظاری ر...

شبهای تارت مال من ، مهتابِ جانم مال تودلشورگی ها مال من ، رو...

بعد از آن آشفته حالی ها و غم هابعد از آن رنج پریشان حالی و د...

شنیا عبدالمجید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط