روزی ازکوچه پس کوچه های پایین شهرمیگذشتم چشمم به مردی بال
روزی ازکوچه پس کوچه های پایین شهرمیگذشتم چشمم به مردی بالباس وکفشهای گران قیمت افتاد که به دیوار خیره شده بود ومیگیرست.نزدیکیش شدم وبه نقطه ای که خیره شده بود بادقت نگاه کردم نوشته شده بود"این هم میگذره""علت راپرسیدم,گفت این دست خط من است.چندسال پیش دراین نقطه هیزوم میفروختم حال صاحب چندین کارخانه ام.پرسیدم چرا بعداز چندسال برگشتی؟گفت امدو تابنویسم این هم میگذره"~"~"~"
- ۶۶۴
- ۰۵ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط