دلــــــــــــگیر نـــــــــــشو خــ ــــ ــــ ـــــدا

دلــــــــــــگیر نـــــــــــشو خــ ــــ ــــ ـــــدا


حـــــق با شـــ ـــ ـــ ــــیطان بــــود


آدمـ هایـــــتــ ارزش پرستـــیدن ندارنــــد
دیدگاه ها (۱)

علـتــ بیــ خوابــــیمـ را چــگونـه بگویـمـ وقتــی یاد تــو ...

به نفســـهای خســـته امـ نـــــــگاه نــــــــکن؛ تـــــــو...

نامتــ چه بود ؟ آدمـ فــرزنــد ِ ؟ من را نه مادری نه...

ایــــــــنجا آرامـــــــگاه بـــــــــــــغض های کهنـــــــ...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟑ویو جونگکوکصدای آلارم کل ساختمان رو بر...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۲ — عملیات پس گرفتن وای‌فایجونگکوک پنج د...

پارت ۳۶ صبح روز بعد، با صدای زنگ در از خواب بیدار شدم.با خوا...

📖 پیام‌های ساعت سه صبحپارت سوم: «حقیقت»اِما وقتی به بیمارستا...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۸ — صبحِ عملیاتصبح روز بعد، ساعت هفت صبح...

پارت سوم|دیدارپارک لاراـ میچا، حداقل بگو کجا داریم می‌ریم!می...

مهمونی پارت ۵۷

پارت چهاردهم | صبحی که تازگی دارد. پارک لارااولین چیزی که حس...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت بیست‌وچهارم 𓆪 🖤🥀اسما نفسش بند آمده بود.ـ «با...

فیک : بین راندها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط