پارت دوم

پارت دوم
از زبان شیوا
وقتی وارد کلاس شدم همه دخترا یجوری داشتن بهم نگاه میکردن واییی چرا اینطوریه اینجا تو ایران اصلا اینطوری نبود همه باهم گرم می‌گرفتیم ولی اینا یه جورین
استاد منو به بچه معرفی کرد بعد گفت استاد‌از خودت و کشور ت برامون تعریف کن
شیوا:خب من شیوا باقری هستم اهل ایران ما ایرانی ها به صورت قوم ها زندگی میکنیم قوم بلوچ کرد. لر. عرب. گیلکی. مازنی. و ترک البته ملت ترک من ترکم از شهر تبریز هستم هر قوم لحجه و زبان ویژه خودش را داره زبان ملی ما فارسی و تقریباً لحجه های همه قوم ها به زبان فارسی خطاب می‌کنه ولی ما ترک ها به زبان ترکی حرف می زنیم و تو این زبان یدونه کلمه فارسی هم نیستش
استاد:چه جالب میتونی به ما هم چند تاکلمه به زبان خودت بگی ولی بعد ترجمه کن که ما هم بفهمیم
شیوا:باشه
شیوا :سیز لرینن‌اولماخدان‌چخ‌خوشحالام‌
ازاین که با شماها هستم خیلی خوشحالم
بعد از این حرفم یکی از دخترا گفت میسو: واقعا خیلی زبان شیرینی داری با این حال که هیچی نفهمیدم بازم باحال بود میشه به منم یاد بدی
نمی‌دونم چرا یه لحظه قیافش وایب خوبی بهم دادم با خوشحالی گفتم چراکه نه باشه بعد استاد گفت : خیلی خوب بود خیلی کنجکاوم به نظرم امسال سال متفاوتی میخاد بسه با باعث تو
بعد یه لبخند زدم و رفتم نشستم جای خالی کنار اون دختر ه
پایان پارت دوم

اگه خوب بود نظرتون رو بهم بگید
پارت سه رو هم امشب میزارم
دیدگاه ها (۱۱)

پارت سوم از زبان شیوابعد از تموم شدن کلاس با میسو به کافه دا...

پارت چهارماز زبان شیوادیدم همه ی بچه ها دارن به حیاط پشتی می...

دیدم همه انجام میدن منم دادم

شمشیر های انتقام پارت ۲

( رنگین کمان عشق در تاریکی) پارت= ۲دخترا وارد کلاس شدن استاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط