یک کودک تخسم که تو را دیدم و انگار

یک کودک تُخسم که تو را دیدم و انگار
آرام‌ شدم ، خیره به برنامه ی کودک ... !

#اشکان_امیری
دیدگاه ها (۳)

[[ #شاعرانه ]]~♧~📜گاه گاهی که دلم می‌گیرد🙁به خودم می‌گویم:🙄د...

«چمدان های ما سنگین است... اما فقط، رویاهایمان را با خود آور...

می‌زنم‌چرخی درین چشم پُر از معماری و ..می‌کشم‌طرحی‌جدا ازحوض...

از کمند عشقت بروم، کجا گریزم ؟! که خلاص بی تو بند است و حیات...

و به زمین خیره شدم انگار که دنبال چیزی میگشتم ، چیزی در گذشت...

سم من از خوبیات برنامه ایرانی!:/

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط