صبح را زودتر از همه گنجشک ها آغاز می کنم ...

صبح را زودتر از همه گنجشک ها آغاز می کنم ...
بیدار می شوم تا آشتی نسیم و برگ درختان را تماشا کنم و به همه آنهایی که فراموش شده اند، فکر کنم.
بر می خیزم تا دروازه های آسمان را به روی پنجره های بسته زندگی بگشایم ...
هنوز امید در صبح های زمین قدم می زند. هنوز بوی خوشبختی را می شود از گلوی گلدان ها بویید ...
من پر از سلام های تازه ام ... تو پر از دلیل های تازه ای ...
دیدگاه ها (۱)

چی بگم والا

یک…یک درخت میتواند شروع یک جنگل باشد؛یک لبخند میتواند آغازگر...

چـــــه حرفـہــــــــــا ڪه دردرونـــــم نگفٺـــــه میمانـــ...

کسی داشت راه می رفت، پایش به سکه ای خورد.فکر کرد سکه طلا است...

تقدیم به جانانم که مهرش امید را در وجودم جاودانه میسازد:🫀🫂آر...

دلم یک خانه‌ی قدیمی می‌خواهدیک حال و هوایِ سنتی و اصیلخانه‌ا...

🍊🍂تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام...

*💌:جیسونگی پیامی در بابل فرستاده🐿:سلام من جیسونگ صاحب تولدم ...

های، این هان جیسونگه، پسر تولدی امروز.خیلی خوشحالم که تونستم...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

پیام هانیییی

‏🐿[۲۱:۰۷ ~ ۲۱:۰۸ به وقت آرژانتین]سلام، من هان جیسونگ، صاحب ت...

موسیقی

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت ۱۸: ضیافتِ سایه‌ها و سکوتِ س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط