(^_~)

(^_~)
بابام گیر داده میگه نمی خوام روزه بگیری

میگه اینجوری که تو سحری و افطاری میخوری حساب کردم کفارشو بدم کمتر در می آد
خب چیکار کنم گشنم میشه
_____________________________
اینایی که میگن سر افطار به یادتون بودم الکی میگن ...

آدم سر افطار باباش رو هم نمیشناسه دیگه به یاد این و اون بودن و دعا کردن که جای خود داره
_____________________________
یبار تو خیابون یکی خرما تعارف کرد یکی برداشتم.

بعدش دستمو محکم گرفت، گفت همین الان جلوی خودم واسش فاتحه بخون وگرنه نمیذارم بری
________________
داداشم یه گوشه خونه لاتی نشسته بود
همه بهش خندیدیم


بعد پسر داییم بهش میگه بیا از دور خودتو ببین خیلی خنده دار شدی
___________________
دوست دختر داداشم

براش کتاب میگیره مامانم میخونه

لباس میخره من میپوشم
عطر میگیره بابام میزنه

الان هم همه منتظر کادوی تولدشیم
_________________
یه بارم مثل سوباسا به داداشم زُل زدم تا با ذهنم باهاش حرف بزنم

بهم گفت چیه مثل بز زُل زدی ؟
فهمیدم بیشتر باید تمرین کنم
_________________
هر موقع یه ایرانی با گوشیش ازت عکس گرفت فک نکن خوشگلی

احتمالا یه برنامه جدید اومده میخواد باهاش برات شاخ و سیبیل بزاره و قیافتو بکنه مث بز!
دیدگاه ها (۹۱)

(^_~):یه مدت کامل لباسای سیاه می پوشیدم پیش خودم فکر میکردم ...

هر موقع یه ایرانی با گوشیش ازت عکس گرفت فک نکن خوشگلیاحتمالا...

ツ:یه همکاری هم داشتیم سحری تریاک میزاشت لای خرما، میگفت ساعت...

ツ:ما بجای سگ و گربه به عنوان حیوون خونگی راسو خریدیم...هر وق...

خبر اول اینکه جین داره سر اون شوخی هایی که با کوک میکنه هیت ...

برده عمارت جئون

p10At the half of heaven ویو فلیکسبعد از اون دعوای اول صبح ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط