بی تو من تندیسی از یک آدم وا رفته ام

بی تو من تندیسی از یک آدم وا رفته ام
پادشاه سرزمین های به یغما رفته ام

مرگ را بی شک جوابی نیست اما بعد تو
بارها تا مرز حل این معما رفته ام .

اوج در راه تو بی معناست،من با این حساب
گویی از کوهی بدون قله بالا رفته ام

من شبیه تشنه ای هستم که دنبال سراب
بارها گفتم نخواهم رفت اما رفته ام

از ازل خود را به جای سایه ام جا زد ،مدام
بخت بد همراه من بوده است هر جا رفته ام

نیستی و عایدم دستی ست خالی،این منم
رود بی آبی که با ذلت به دریا رفته ام

دیدگاه ها (۵)

شاید این عشق به تعبیر تو کوچک باشدیا که باور نکنی ؛ یا به دل...

نمیدانم...تو را به اندازه ی نفسم دوست دارمیا نفسم را به اندا...

"" لذّت دنیا،داشتنِ کسی ستکه دوست داشتن را بلد است؛به همین س...

برایِ زیستن دو قلب لازم استقلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست‌...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

‏بی تو من تندیسی از یک آدم وا رفته امپادشاه سرزمین های به یغ...

بی تو من تندیسی از یک آدم وا رفته امپادشاه سرزمین های به یغم...

‏بی تو من تندیسی از یک آدم وا رفته امپادشاه سرزمین های به یغ...

بی تو من تندیسی از یک آدم وا رفته امپادشاه سرزمین های به یغم...

سکوت عشق

«شهزاد»شهزادِ پشتِ پنجره‌ی قصرِ آهنی!آهنگِ دل‌برانه‌ی ممنوعه...

سال‌هاست بر این سرزمین کار می‌کنم آجر کنار هم می‌گذارم مز...

بسم الله شریفی شاعر افغان

##فنجانی_چای_باخداقسمت چهل هفتمنمیدانم به لطف مسکنهای سنگینِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط