فراقی
فراقی
چه بی تابانه می خواهمت
ای دوریت آزمون تلخ زنده بگوری !
چه بی تابانه تو را طلب می کنم !
بر پشت سمندی
گویی
نوزین
که قرارش نیست.
و فاصله
تجربه یی بیهوده است.
بوی پیرهنت،
این جا
و اکنون.
کوه ها در فاصله
سردند
دست
در کوچه و بستر
حضور مأنوس دست تو را می جوید.
و به راه اندیشیدن
یأس را
رج می زند.
بی نجوای انگشتانت
فقط.
و جهان از هر سلامی خالی است.
احمد شاملو (ا.بامداد)
دکلمه ی زیبای شعر فراقی با صدای احمد شاملو
در کانال تلگرام
چه بی تابانه می خواهمت
ای دوریت آزمون تلخ زنده بگوری !
چه بی تابانه تو را طلب می کنم !
بر پشت سمندی
گویی
نوزین
که قرارش نیست.
و فاصله
تجربه یی بیهوده است.
بوی پیرهنت،
این جا
و اکنون.
کوه ها در فاصله
سردند
دست
در کوچه و بستر
حضور مأنوس دست تو را می جوید.
و به راه اندیشیدن
یأس را
رج می زند.
بی نجوای انگشتانت
فقط.
و جهان از هر سلامی خالی است.
احمد شاملو (ا.بامداد)
دکلمه ی زیبای شعر فراقی با صدای احمد شاملو
در کانال تلگرام
- ۴.۹k
- ۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط