+الو...آقآی پلیس؟👮 ‍_بله؟بفرمایید.

+الو...آقآی پلیس؟👮 ‍_بله؟بفرمایید.
+میخوآستمــ گذآرش یه قتل رو بدم🍃
+تو آخرین اتآق این خونه هر شب یه قتل انجآم میشه💜
+یه دختر هر شب🌙 خودش رو تو گریه می کشه😭 صدای هق هقآش دیوونم کرده😒
+وآسم خوآبم نزآشته🍉
+آقآی پلیس خیلی عجیبع🍭 +عین دختر هر شب میمیره ‍♀💛
+امآ صبحآ خیلی عآدی بلند میشه🏃
‍ +یه پوزخند به من میزنه از اتآقش میره بیرون💎
+آقآی پلیس لطفآ کمکش کنید💚
+از دست من کآری بر نمیآد😞
_ببخشید خآنوم؟شمآ کی هستید؟
+من دختر تو آیینه هستم💙
#miss_pishy🌈 🐱
دیدگاه ها (۲)

برادر ناتنی منPart 3ویو نویسنده مدیر به یکی از بچه ها میگه ت...

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۲ولی دقیقا برع...

داستان خانواده گسکویین اشک هر مردی رو در میارهداستان کامل خا...

Part 12

اسیر مافیا پارت ¹ویو ا.ت با صدای زنگ گوشیم از خواب بیدار شدم...

True Love④تهیونگ: باید دوباره از اول توضیح بدید که اون شب چه...

موعرفی نویسنده جونتون

Part 47کیم‌ویا.ت: ته خیلی با سلیقه ایتهیونگ: تو هم یکی از سل...

وقتی یه ام‌وی،دلیل شروع احساساتتون بود...¹۱۲ ساله ارمی هستی....

Anya x Damian پارت۵۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط