بودنِ بعضی از آدما شبیه ساعت شِنیه!

بودنِ بعضی از آدما شبیه ساعت شِنیه!
داریشون...
کنار خودت داریشون...
توو دستات داریشون...
اما هر لحظه حجمِ "نبودنشون"
زیاد و زیاد‌تر میشه
و تو هیچ کاری از دستت برنمیاد
جز اینکه فقط تماشا کنی و ببینی کِی
آخرین دونه‌ی شن پایین میفته...؟!
آخرین بهونه‌ی بودن....
بعد اگه هم بخوای ساعت شنی رو
زیر و رو کنی
تا واسه چند لحظه هم که شده
دوباره بودنشونو به دست بیاری؛،
تازه میفهمی که فقط انبوهی از
«نبودن»ها رو زیر و رو کردی...!
دیدگاه ها (۰)

شاهکاری به نام دروغ

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

سناریو

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۲ چند ساعت بعد، لیا تقریباً همه‌چیز رو...

چند پارتی:دوست پسر پرنده ای که دیر میاد خونه پارت ۱

تک پارتی وقتی میبینه اکست بهت پیام داده تهیونگ بزرگ ترین رئس...

چندپارتی تهیونگ

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت هشتم: آزادیِ مشروط و غافلگیری ...

پارت هفتم | بعد از تعطیلیآن شب، باران دوباره شروع شده بود.سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط