Part

Part 5

داشتیم حرف میزدیم که زنگ خورد

ات: حدس میزنم تهیونگههه دلم براش تنگ شده

جیمین رفت درو باز کرد


جیمین: شلام هیشش ببین ات چی میگه(آروم)

تهیونگ اصلا حرف نزد

جیمین گفتی دلت برا کی تنگ شدههه؟؟(داد بلند از دم در)
ات: تهیونگگگ

تهیونگ با ذوق پرید داخل خونه

تهیونگ: پس تهیونگتتتت اینجاستتتت

تهیونگو ات بغل کرد چرخید و ات می‌خندید
رفت جلو گوشی نشست


دوباره زنگ خورد

ات: حدس میژنمممممم یا نامجونه یا جیهوپ


تهیونک رفت درو باز کرد تا نامجون اومد گفت دلم علاوه بر تهیونگ برا نامی و هوپی هم تنگ شده

نامجوننن: منممم دلم برات تنگ شدهههه
حدس بزن چی آوردم براتتت
ات: چییی اولدیییی
نامی: گوشیت همراه با چیپس
ات: جیغغغغغغ

گرفت با گوشیش و رفت

دوباره زنگ خورد

ات؛مطمىنممممممم جیهوپووو یونگیوووو جینههههه جیغغغغ دلم میخوادددد ببوسمشونننننن

که اومدن تووو

یونگی: پس بیا ببوس دیگههه
جیهوپ: خب اینجاییم دیگه
جین: صورت هندساممو رژی نکنیااا
ات: نه نه حالا بعداً میکنم جلو لایو نمیشه(خنده)

بعد چند وقت

ات : با کوکی قهرم خیلی دیرههه

که زنگ در خورد

ات :خودم باز میکنمممم

با اینکه شرطا نرسیده بود ولی خب حیح

شرط پارت بعد
لایک ۲۰
کامنت ۱۶
دیدگاه ها (۳۸)

Part 6رفتم درو براش باز کردم با صورت عصبانی و دست به کمرتا خ...

Part 6رفتم درو براش باز کردم با صورت عصبانی و دست به کمرتا خ...

Part 4ات ویوجیمین اومد بهم یکی از گوشی هاشو دادجیمین: هرکاری...

Part 3رسیدیم خونهجیمین : دنبالم بیاات ویودنبالش رفتم داخل ات...

پسری که قلبم رو برد

عشق خیانت انتقام

My little princess Part...6جیمین نبود یه نفر دیگه بود با گری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط