سر سبز دل از شاخه بریدم تو چه کردی

سر سبز دل از شاخه بریدم، تو چه کردی؟
افتادم و بر خاک رسیدم، تو چه کردی؟
من شور و شر موج و تو سر سختی ساحل
روزی که به سوی تو دویدم، تو چه کردی؟

هر کس به تو از شوق فرستاد پیامی
من قاصد خود بودم و دیدم تو چه کردی

مغرور، ولی دست به دامان رقیبان
رسوا شدم و طعنه شنیدم، تو چه کردی؟

«تنهایی و رسوایی»، «بی مهری و آزار»
ای عشق، ببین من چه کشیدم تو چه کردی
دیدگاه ها (۱)

گرچه هرشب استکان بر استکانت می زنندهرچه تنهاتر شوی آتش به جا...

ما گشته ایم، نیست، تو هم جستجو مکنآن روزها گذشت، دگر آرزو مک...

پشت روز روشنم، شام سیاهی دیگر استآنچه آن را کوه خواندم، پرتگ...

خدا بازیچه نیستدر دلم افتاده روزی بی وفائی میکن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط