ﺑﺎ ﺗـﻮ ﻫـﺴــﺘﻢ ﺳﻬـــﺮﺍﺏ! تﻮ ﮐـﻪ ﮔـﻔﺘﯽ "ﮔـﻞ ﺷـﺒﺪﺭ

ﺑﺎ ﺗـﻮ ﻫـﺴــﺘﻢ ﺳﻬـــﺮﺍﺏ! تﻮ ﮐـﻪ ﮔـﻔﺘﯽ "ﮔـﻞ ﺷـﺒﺪﺭ ﭼـﻪ ﮐـﻢ ﺍﺯ ﻻﻟﻪ ﯼ ﻗـﺮﻣـﺰ ﺩﺍﺭﺩ؟" ﺭﺍﺳـﺖ می گـﻮﯾﯽ ﺗـﻮ، ﭼـﻪ ﺗﻔــﺎﻭﺕ ﺩﺍﺭﺩ
قفس تنگ دلم،خالی از کس باشد، یا به قول تو پر از ناکس و کرکس باشد .
من نه تنها چشمم،واژه را هم شستم،
فکر را...
خاطره را...
خواب یک پنجره را...
زیرباران بردم...
چترها را بستم...
من به این مردم شهر پیوستم
من نوشتم همه ی حرف دلم...
آرزو کردم وگفتم که
هوا عشق زمین مال من است
ولی افسوس " نشد" !
زیرباران من نه عاشق دیدم...
ونه حتی یک دوست!!
زیر باران من فقط" خیس" شدم.
دیدگاه ها (۳)

چرا به رشتی ها میگن بیغیرت؟در زمان قاجار که زن ها حق رفتن به...

سردار اسد بختیاری در خاطراتش میگوید: من هیچوقت گریه نکردم چو...

دوستان عزیز یک سوالامشب من دوبار یک پستوگذاشتم ولی هردوبارهم...

کارگردان دنياخداست!مهم نيست نقش ماثروتمند است ياتنگدست...سال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط