من از آغاز عمرم در قفس بودم

من از آغاز عمرم در قفس بودم

مرا از حبس و از زندان نترسانید
من آدم دیده ام از گرگ وحشی تر

مرا از آدم و حیوان نترسانید

من از دریای طوفانی گذر کردم

مرا از نم نم باران نترسانید

من از همخون خود آتش به جان دارم

مرا از خنجر مهمان نترسانید

برای حرف آخر یادتان باشد

گرانم من ٬ مرا ارزان نترسانید
دیدگاه ها (۱)

من از آغاز عمرم در قفس بودم...............مرا از حبس و از زن...

من از آغاز عمرم در قفس بودم...............مرا از حبس و از زن...

من از آغاز عمرم در قفس بودم...............مرا از حبس و از زن...

من از آغاز عمرم در قفس بودم...............مرا از حبس و از زن...

من ار اغاز عمرم در قفس بودم…مرا از حبس و از زندان نترسانیدمن...

من از آغاز عمرم در قفس بودم...............مرا از حبس و از زن...

من از آغاز عمرم در قفس بودم...............مرا از حبس و از زن...

من از آغاز عمرم در قفس بودم...............مرا از حبس و از زن...

من از آغاز عمرم در قفس بودم...............مرا از حبس و از زن...

من از آغاز عمرم در قفس بودم...مرا از حبس و از زندان نترسانید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط