حکایت شخصی شیر می فروخت و آب در آن می ریخت پس از چندین ...

حکایت شخصی شیر می فروخت و آب در آن می ریخت، پس از چندین سال، سیلابی بیامد و گوسفندان و اموالش را برد. به پسر خود گفت: نمی دانم این سیل از چه آمد؟
پسر گفت: ای پدر، این آبی است که به شیر داخل می کردی اندک اندک جمع شد و هرچه داشتیم برد.
آیه: وَ مٰا أَصٰابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِمٰا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ
و هر[گونه ] مصیبتی به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست،
دیدگاه ها (۱)

ماکان بند

#دانستنی ها #بخون #علمی

اگر می‌خواهید پوستی سالم داشته باشید شیر بخورید✍ شیر سرشار ...

⚛ پنی‌سیلین گیاهی✳ ️⇦ دمنوش سیب دارچین یک آنتی بیوتیک طبیعی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط