من و زخم تیزدستی که زد آنچنان به تیغم

🍒🌱من و زخمِ تیزدستی که زد آن‌چنان به تیغم
که سرم فتاده بر خاک و تنم خبر ندارد

بکش و بسوز و بگذر منگر به این‌که عاشق
بجز این‌که مهر ورزد گنهی دگر ندارد ...🍒🌱
#وحشی‌_بافقی

#وحشی‌_بافقی
دیدگاه ها (۰)

🌱🍒سخت می لرزد تنم, از بید لرزان بیشترسرد سردم, از نفسهای زمس...

🍒🌱عجب که باز مهیای عشق تازه ترمعجب که بیشتر از پیش #دوستت دا...

🍒🌱گاهی فکر می کنم حرف‌ها همشبیه غذاها تاریخ انقضا دارند... ی...

🌱🍒آیا گاهی قلبسزاوارتر از عقل برای آلزایمر نیست؟🌱

🍒🌱من و زخمِ تیزدستی که زد آن‌چنان به تیغمکه سرم فتاده بر خاک...

نوشتنم نمی آید. روایت فائزه غفار حدادی از همسر آقای لاریجانی...

با اینکه میترسم از اینکه چه خواهم نوشت اما فکری بر سرم زد شا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط