بیدار نشستم

بیدار نشستم
که غمت را چو چراغی

از شب بستانم
به سحر بسپرم امشب


#حسین_منزوی



#عاشقانه_های_پاک #عاشقانه #عشق #فکرنو
دیدگاه ها (۲)

چای دم کن... خسته ام از تلخی نسکافه هاچای با عطر هل و گلهای ...

دلگیر میشوم وقتی فکر میکنم کهعاشقانه هایی که برایت می نویسمم...

کودکی ام را دوست داشتم،روزهایی که به جای دِلم سَر زانوهایم ز...

روسری را پس بزن تا شورش ِبادت شوم شهر را درهم بریزم شور ِفری...

#بفرست_براش دل تنگمو... جز روی خوشت در نظرم نیست در گیتی و ا...

عاشقانه

.ز دلتنگی ترا امشب به گوگل جستجو کردمیه کاری بر تسلی این دلـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط