یادت باشد غم برای خوردن زیاد داشتم...

یادت باشد غم برای خوردن زیاد داشتم...

تو هم برایم لقـمه گرفتی!!!!

اونقدر حالم این روزا بده که حوصله خودمم ندارم چه برسه وبلاگم...

اما آخرشم هرچی تنهاتر میشم بیشتر یاد اینجا می افتم...

انگار تنها جائیه که دارم...

کاش میشد دستامو بذارم تو جیبمو تا صبح تو خیابونا راه برم...

کاش میشد به جای این همه بغض ، بلند بلند گریه کنم...

کاش یکی بود باهاش حرف بزنم...

کاش یکی بود میپرسید لعنتی چه مرگته؟...

همش کاش...کاش... کاش...

لعنت به این زندگی...
دیدگاه ها (۶)

ﻣَـــﺮﺩ ﻣَـــﻦ ﻧــﻪ ﺑــﺎ ﺍﺳبـــ ﺳِﻔﯿــﺪ ﻣﯽ ﺁﯾَـــﺪ ﻧــﻪ ﺑﺎ ﺑ...

میشه پرنده باشی اما رها نباشی میشه دلت بگیره اسیر غصه باشی ...

نــہ تــرسے בر نـگـاھـش نــہ اضـطـرابے בر פּجـوבش نــہ ع...

با زنت شوخی کن سر به سرش بگذار از غذایش بچش از دستپختش تع...

آخرین دعا 17

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 38・⁠]⁠ᕗازش فاصله گرفتم ولی ی...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 46・⁠]⁠ᕗلبخند عمیقی بهم زد.  ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط