خــواسـتـم خــودمــو گـــول بــزنـم

خــواسـتـم خــودمــو گـــول بــزنـم
هـمـه ی خـــاطـراتـم رو انــداخـتـم یـه گــوشـه ای و گــفـتـم
” فــــــــرامـــوش ” …
یـه چــیـزی تـه قــلـبـم خــنـدیـد و گــفـت
” یــــــــادمــــه ” !
دیدگاه ها (۲)

از تو گفتن سوزش چشم می آورد و از تو نگفتن تورم گلو بگویم یا ...

فرقی ندارد سقفی بالای سرم باشد یا نه وقتی چهار دیواری دستانت...

لبخـــندمـــ را بریـ ــ ــدم قــاب گــرفتمــــ بــ ــه صـو...

گاهیـــــ دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط