من بلاتکلیفی را دوست دارم و چه خوب است که هنوز هم میشود ب

من بلاتکلیفی را دوست دارم و چه خوب است که هنوز هم میشود بلاتکلیف بود.چون این حس حداقل کمی امید همراه خودش دارد برای لحظه های اضطراری و حاد که چشمم به تو می افتد و ناچارم حفظ ظاهر کنم . خودم را نمی بازم . من هنوز همان آدم بلاتکلیف قبلم و با همین امید دست و پا شکسته ام راس ساعت 11 به استقبالت می آیم . رو به رویت می نشینم و با عاشقانه هایی که هنوز کسی تکلیفشان را مشخص نکرده حرفهایم را شروع میکنم .برایم از خودت خبر بیاور و به روی خودت نیاور دستپاچگی واژه هایم را . دست خودشان هم نیست هر چقدر هم که رو به رویشان بنشینی باز هم برایشان مثل نگاه اول تازگی داری...


ایمان سرور پور
دیدگاه ها (۱)

خودم از اسب می افتم،جهان از اصل. نگران نباش تو جایت امن است....

سرگردانی ام از دوری ست. دوری غم است. غمی که زاییده ی غمی دیگ...

لباسها افسانه ی خاص خودشان را دارند ،گاهی یک پیراهن ساده ی ن...

فتاده ام از پا بگو کجایی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط