.

.
هر انسانی
یک‌بار برای رسیدن به یک‌نفر دیر می‌کند و پس از آن برای رسیدن به کسان دیگر عجله‌ای نمی‌کند.

در کنار ساحل قدم می زدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم. نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است، با خودم فکر کردم، در زندگی چند بار چیزهای بی ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است،
ولی آیا اگر به سمت آن شیء بی ارزش نمیرفتم، واقعا می فهمیدم که بی ارزش است یا سالها حسرت آن را میخوردم!! پائولو کوئیلو
دیدگاه ها (۱)

مرلین مونرو به وضعیتی مبتلا بود که به آن «حس متقارن» می‌گوین...

. #شیرین_نشاط هنرمند ایرانی، به همراه دوگان آکانلی نویسنده ت...

هر بشری می تواند در ژرفای اندیشه ی خود پناهگاهی بسازد و در آ...

هر بشری می تواند در ژرفای اندیشه ی خود پناهگاهی بسازد و در آ...

داستان زیبایی از کودکی امام سجاد

پارت ۷ راز ستارۀ درخشان

« ازدواج به اجبار »Part 14ویوی جونگ‌کوک : (پرش زمانی به لحظه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط