تا کجا باید ماند و با "یار" رفت؟

تا کجا باید ماند و با "یار" رفت؟

تا کی باید "هم راه" بود؟

درآن میانه هر آدمی بالاخره به روز پایان فکر می کند. به روز رفتن.

به شکل خیلی روشنی آدم ها اینجا دو دسته اند.

خانواده خواه ها، فرمول مشهور "بسوز و بساز" را دارند. فرمولی که از دل آن "با رخت سپید برو و با رخت سپید برگرد" بیرون می آید. ماندن برای اینکه خانواده یعنی "ما" بماند ولو اینکه "من" زیر فشار همه چیزهای ناخوشایند و حتی خوشایند له شود.

فردگراها هم نسخه مشهور "حالت باید خوب باشد" را دارند. بمان تا هر وقت که حالت خوش باشد. آن ها یک سوال کلیدی دارند: "مگر چند بار زندگی می کنی" و از دل تنها جواب آن یعنی "یک بار, نتیجه می گیرند که "پس آنطور که دوست داری زندگی کن."

راه سوم راه ایستادن و ماندن است به پاس همه حس های خوبی که از او گرفتی اما نه تا آنجا که ایستادن و ماندن؛ خودت را فسیل کند. راه هزینه دادن است ولی تا جایی که ورشکسته ات نکند. راه از خود گذشتن است ولی نه آنطور بگذاری از رویت رد شوند. مثل قمار است ولی نه اینکه هر چه بودت را ببازی و باز هم هوس قمار داشته باشی.

درآن میانه باید حدیث دوست داشتن را مکرر خواند.

آن ها که می مانند عزیزترند چون رفتن، ساده ترین و مهیب ترین اتفاق جهان را، انتخاب نکردند.
دیدگاه ها (۵۵)

عشق رایگان‌ترین دارایی جهان است. برای عاشق بودن نه پول می‌خو...

تعطیلاتم باش. آخر هفته‌ای که بتوانم تا لنگ ظهر بخوابم بی‌خیا...

هر روز مي پرسي که : آيا دوستم داري ؟من ، جاي پاسخ بر نگاهت خ...

مگر نمی‌گویند که هر آدمییک بار عاشق می‌شود ؟پس چرا هر صبح که...

۱۸-از بچگی دوستت داشتم

#سناریو#درخواستی#چندپارتی(پارت اخر) وقتی توی اتاق خوابمونیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط