عجب شوری به سَر داری عسل چَشم،،

عجب شوری به سَر داری عسل چَشم،،
فریبا پیکری داری،، عسل چَشم!!

زلال رود، در چَشم تو جاریست،،
روان، چشم تَری داری، عسل چَشم!

نگاهت در دل آئینه بنشست،،
به چَشمت، گوهری داری، عسل چَشم!

از آن گوهر، یکی هم سهم من شد،،
که در انگشتری داری، عسل چشم!

به قلبم تیر مُژگانت نشسته،،
به مُژگان، لشگری داری، عسل چشم!

همه صورتگران، مست نگاهت،،
عجب صورتگری داری، عسل چشم!!

تو را دست طبیعت، از چه گِل ساخت؟!
چنین، مُشک‌ عنبری داری، عسل چشم!!

سراپای وجودت را، گُل آراست،،
گُل نیلوفری داری عسل چشم!

لبانت غنچه ای از آن گُل سرخ،،
گلی در اختری داری، عسل چشم!
دیدگاه ها (۲)

اَﻣﻨﯿَﺖ یَعنی تُو . . . . . .ﺍَﻣﻨﯿَﺖ ﯾَﻌﻨﯽ ﻣُﺤﮑَﻢ ﺩَستَت ﺭﺍ ...

ﺧﺮﺍﺑﯿﻢ ﻭ ﺧﺮﺍﺑﺎﺗﯿﻢ ﻫﻤﻪ ﺷﺐ ﺯﻧﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﺍﻣﺸﺐﻫﻤﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻤﻪ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺑﻪ ...

‍ مینویسم... برای قلبی که شکست... ودستی که د...

ﺁﻏﻮﺵ ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺗــــــﻮ ﺟﺎ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺏ ﮔﻮﺵ ﮐﻨﯽﺍﯾﻦ ﺿﺮﺑﺎﻥ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط