آتش گرفته ام ، به تماشا تو نیستی

آتش گرفته ام ، به تماشا تو نیستی
دلخسته ام ، غرق تمنا ، تو نیستی

سرگشته ، قطره ای که زچشمی چکیده ام
در حسرتم ، تداعیِ دریا، تو نیستی

پاییز هست ، به رنگِ عطش، رنگِ انتظار
فردا ، بهارِ عاطفه ، تنها تو نیستی !

گهگاه ما به دعوت دل خوانده میشویم
یا من نی ام به خلسه ی شب ، یا تو نیستی

گفتم شما ، خدای منی در حریم عشق
هر دم خدا خدا کنم اما تو نیستی
دیدگاه ها (۲)

خسته امدلم می خواهد دنیا را نگه دارمگاهی "دو روز" اش چون سال...

بوی بهشت می شِنوم از صدای تونازکتر از گل است، گلِ گونه های ت...

‌برایم حرف بزنسکوتت را دوست ندارمسکوتت بوی بغض می دهداز جهان...

روبرویم می نشینی چای دم کردی ولییک زمستان در نگاهت، باز هم س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط