مرا به میزبانی خاطره هایت

مرا به میزبانی خاطره هایت؛
دعوت کردی !
بهار را در چشمِ نسترن ها،
ترجمه کردی؛
و #باران را در دلِ
سکانسِ عاشقانه ای
بدون چتر،

اما مرگ ؛
این رخدادِ بی رحم را
در تنفسِ مه آلودِ هوای #انتظار..

می دانم! #رفتنت، قانونِ تمام مهمانی ها را
عوض کرد...
دیدگاه ها (۱)

در مـندیوانہ‌اے جا ماندهڪہ دست از دوست داشتنت بر نمی‌داردبا ...

ویرانه های #یادت را..به خاطرات می آویزم؛و در کنجِ حسرت می نش...

کسایی که برای هم ساخته شدن سر اخر مال یکی دیگه میشن!

دلم برای تو تنگ استو این را نمی‌ توانم بگویم!مثل باد که از پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط