کِی کسی خواست دل شاعر ما را بخرد؟

کِی کسی خواست دل شاعر ما را بخرد؟
مُرده‌شور، دل دیوانهٔ ما هم ببرد!!

هر کسی را که سر شب به دلم جا دادم
نصف شب خواست ز دیوار دل ما بپرد

دلبری را که به خون جگرم پروردم
گرگ شد خواست دل برهٔ ما را بدرد

ترکمانچای بشد عهد من و دلبر من
خواست از ملک دلم گوشهٔ خاکی بکند

آه، باور بکن ای عشق ملولم کردی
غم ز در آمده تا تار به دورم بتند

مطمئن باش بسوزانمش از ریشه دلم
زیر بار غم عشق تو اگر در نروَد

آی ی ی در شهر بزن جار و خبر ده همه را
کیست شش دانگ دل شاعر ما را بخرد؟


#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

رد نکن گرمای دستم را به دردت می‌خورمکُنده‌ای پیرم که در سرما...

خالی از دست تو شب رفتم و مهتاب نبودپرتویی از رخ مه بر شنل آب...

گفتم ای یار مکن با دل عاشق بازیگفت حق است که با آتش ما دم سا...

بر سرای دل "عشق ممنوع" نوشتیم، ولیحضرت عشق عاری از هرچه سواد...

شاعرم باش و برای دل ویران بنویس دو سه خط از من بیمار و پریشا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط