هر روز، وقتی کبوتران دور حرم چرخ میزدند، تنها، در سکوت خی

هر روز، وقتی کبوتران دور حرم چرخ میزدند، تنها، در سکوت خیابان دوردست، روی ردیف نازکی از سیم برق می نشست...
یک بغض کهنه در گلو داشت...
در دل میگفت:
این جمع کبوتران خوش آواز خودپرست، فکر دانه و آبند...
واین حرم جاییست که هرچه بخواهند دانه هست...
آنها برای حاجتشان بال میزنند!!!
حتی، یکی به عشق تو آیا پریده است؟!؟!؟!
رعدی زد آسمان و ترک خورد ناگهان از غصه کلاغ...
ابرسپید چرخی زد و تکه پاره شد...
باران گرفت...
هر جا کبوتری،به زمین نشست و بال بست...
بغض خدا هم شکسته بود...
تنها کلاغ، در همان ارتفاع پست، آهسته گفت:
من که کبوتر نمیشوم اما...
دلم به دیدن گلدسته ات خوش است....
"میلاد امام رضا بر همگان مبارک"
دیدگاه ها (۱۱)

هر  روز در سکوت خیابان دوردست روی ردیف نازکی از سیم می نشست ...

هر روز در سکوت خیابان دوردست روی ردیف نازکی از سیم می‌نشستو...

هر روز در سکوت خیابان ِ دوردستروی ردیف نازکی از سیم می نشست ...

وقتی کبوتران حرم چرخ میزدند...یک بغض کهنه توی گلو داشتمی شکس...

🕊 ألسَّلٰامُ عَلَیکَ یٰا عَلی اِبنِ موسَی أَلرّضٰآ أَلمُرتَض...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۱. خد...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۱. خد...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۰. خد...

عشق آن است که یوسف بخورد شلّاقیدرد تا مغزِ سر و جانِ زلیخا ب...

NOT LOUD ENOUGH🛐𝐍𝐞𝐰 𝐩𝐨𝐬𝐭.𖥔 ݁ ˖🩷✦با لایک و کامنت هاتون خوشحال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط