از برگی پرسیدم آیا ترسیده است

از برگی پرسیدم آیا ترسیده است؟
زیرا پاییز بود و برگهای دیگر می ریختند.

برگ به من گفت نه
من در تمام طول بهار و تابستان
کاملا زنده بودم و به سختی
برای تغذیه ی درخت تلاش کردم
و اکنون بیشترِ من در این درخت است.
من محدود به این فرم و شکل نیستم.
من نیز کل درخت هستم
و وقتی به خاک بازگردم
تغذیه ی این درخت را ادامه خواهم داد. بنابراین اصلا نگران نیستم.

آن روز باد می‌وزید و من دیدم که برگ شاخه را ترک کرد
و با لذت می رقصید
و به زمین افتاد
خیلی خوشحال بود
به او تعظیم کردم زیرا چیزهای زیادی از آن برگ آموختم.



.
.
دیدگاه ها (۰)

هر خانه فراتر از آجر و چوب و دیوار معبدی است از ارتعاش و انر...

نوبرانه های #پاییز ..

چگونه متوجه شویم که "رها " هستیم ؟هر زمان که به جای ترس و اض...

ازمایشگاه سرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط