پارت ۶۷

پارت ۶۷
#ممد
د. آقای ارسلان رفتن کما
محراب . چی داداشم توروخدا میخام ببینمش
مهدیس. وای ن
د. بش فقط ۱۰ دقیقه .
#محراب
رفتم داخل ارسلان بی جون افتاده بود رو تخت
م. ارسلان داداشم چشات باز کن لطفا ارسلان داداش باز کنه به خدا دیانا رو پیدا میکنم بعد آشنی تون میدم بعد شما باهم ازدواج میکنید بچه دار میشید بعد نوه دار میشید داداش پاشو مگه قول ندادی از پیشم نری پاشو توروخدا
د. خب بسه برید بیرون
م. بش
#رضا
دیدم بچه ها امدن
ر. چیشده
محراب . شقایق مرد
ع. چقدر خوب دختره نچص مرد
محراب . اره ولی ارسلان
پ. ارسلان چی
محراب . ت کما
ر. چیییبییییییی
ممد. دیانا رو پیدا کردین؟
ر. اره پیش نیکاعه
ممد. توف زنگ بزنم به نیکا
بوق
بوق
برق
ن. بله
م. سلم نیکا خبی
ن. اره مرسی ت خبی
م. مرسی
ن. پانی بچه ها خوبن
م. اره نرسی ت خبی دیان خوبه
ن. دیان پیش من نیس .
م. دروغ نگو استوری ت دیدم
ن. خیلی خب اره اینجاس
م. با هم برگردین
ن. ن من ۳ هفته دیگ باید بمونم .
م. خب دیانا بگو بیاد
ن. نمیاد بزار با خودم میارمش
م. آخه دانشکاه داره
ن. میگ میخواد اینجا ادامه بده
م‌ بش هرجور راحته زندگی خودشه
ن. اوک
۱ سال بهد......
دیدگاه ها (۹)

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

سناریو باکودکو

#ازدواج_اجباری P17فردا صبح ساعت ۹:۱۰ دقیقه م.ت: مطمئنی خوبی ...

پارت ۳۴ #رضا رفتم اتاق عسل خواب بود ر. عسلیم ع.ر. عسل عشقم ع...

فصل دوم پارت ۷۵#دیاناصبح بیدار شدم نیکا رو هم بیدار کردم صبح...

عشق ممنوعه من پارت ۶#دیانا من نتونستم چیزی بخورم گلوم میسوخت...

رمان پارت چهارم #دیانا بلخره کلاسمون تموم شد وای خدا ) بچه ه...

فصل دوم پارت ۸۱#دیانا د. ارسلان بریم تهران ا. ن د. چلا ا. آخ...

پارت ۳۲#دیانا ۳ ساعت بعد رسیدیم یک جا خلوط بود ویلا خوشگل ما...

پارت ۲۰#دیانا نمی دونستم ارسلان چکارم داره 😑رفتیم خونه دخترا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط