‌‌به خنجر گر برآرند دیدگانم

‌‌به خنجر گر برآرند دیدگانم
در آتش گر بسوزند استخوانم

اگر بر ناخنانم نی بکوبند
نگیرم دل ز یار مهربانم.
دیدگاه ها (۳)

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرابی وفا حالا که من افتاده ام ...

درمان درد عاشقان صبرست و من دیوانه امنه درد ساکن می شود نه ر...

رخساره نشان دادی بی دین و دلم کردیبگشای خم گیسو بی طاقت و تا...

ای دوست بیا، که بی تو آرامم نیستدر بزم طرب بی‌تو می و جامم ن...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

Attar08

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط