پارت هفت درد ابدی

پارت هفت درد ابدی
هیچیش نیست خیلی ترسیده بود ببرینش الان خابه
کوک چشم
کوک ویو
اتو براید استایل بغل کردم بردمش خونه خودم گذاشتمش روی مبل رفتم ی چنتا خوراکی از یخچال در اوردم گذاشت مرویم یز ک بیدار شد
ات ت ت تتو چ چرا مم ممنو ا اا اوردی ا اای ااینجا ترسیده
کوک نترس نجاتت دادم الان عموتم توی زندانه
ات واقعا ذوق
کوک اره
ات پرید بغل کوک
ات ممنونم نجاتم دادی جونگ کوکی
کوک خاهش
ات وایسا بینم لباسا... کفاصت
کوک نه بخدا کاری نکردم لباس خوبی تنت نبود لباس داخل ماضین بود تنت کردم ببخشید
ات وایی ننه هارتم چقد کیوتی تو اشکال نداره
کوک خنده خوراکی میخوی
ات اوهوم
نشستن باهم خوراکی خوردن
ات جونگ کوک
کوک کوک صدام کن
ات کوکی
کوک هوم
ات میای فیلم ببینیم
کوک اره
فقلم گذاشت
ات خابش برد
کوک اتو بغل کرد بردتش گداشتش داخل اتاق کوک هم کنارش درلز کشیدو خابید
کوک ویو
دیدم ات نیست رفتم دیدم بله جناب داره اب میخوره
کوک ات چیزی صده ترسیدی
ات.......
دیدگاه ها (۰)

پارت هشت درد ابدیات هیچی نیکوک صورتت اینو نمیگه ات من ب کسی ...

پارت نه درد ابدی تینا الو کومکوک بله تیناتینا ات ات ات خوبهک...

پارت شش درد ابدیات ویوسرمو کردم داخل گوشیم که عمو عو*ضیم پید...

پارت پنج درد ابدی*گمشینبیرونات تو گمشو عربدههمه پریدنته چتهه...

part12

part 9

عشق غیر ممکن part 3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط