در من درختی بود از دوست داشتنت

در من درختی بود از دوست داشتنت
حوالی پاییز رفتی،
برگ ریزان شد...
زمستان هم گذشت،
تو را به جانِ من، که نه...اما
بهار را برگرد
بگذار شکوفه دهد درختِ تنهایی من...
دیدگاه ها (۱)

شب همه ما یکی بود اما تاریکی های‌مان فرق داشت...

#night💫

شب به گلستان تنهامنتظرت بودم...🙁

#Love💫

روزگاری درختی بود ، سبزِ سبز ... برگ داشت ، ریشه داشت و در ب...

عاشقانه های شبنم

گذر کن...از هر دستی که رهایت کرد،از هر فصلی که تمام شد،از هر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط