پدربزرگ مرد،

پدربزرگ مرد،
از بس سیگار کشید...
مادربزرگ ساعت زنجیردار او را
که به جلیقه اش وصل می شد به من بخشید.
بعد ها که ساعت خراب شد ، ساعت ساز عکسی به من داد
که در صفحه پشتی ساعت مخفی شده بود ؛
دختری که شبیه جوانی مادربزرگ نبود!
پدربزرگ چقدر سیگار می کشید...
دیدگاه ها (۲)

هنگام سقوط حکومت پهلوی شخصی‌ تعریف میکرد که دوان دوان رفتم ت...

گاهی موش ها در آستانه ی جدا شدن کِشتی از اسکله ؛قید میلیون ه...

به دیوید دوست انگلیسیم گفتم : شما انگلیسی‌ها آدم‌های پستی هس...

جامعه ما چون مذهبی‌ست پس مذهب یک عامل اجتماعی مهم محسوب میشو...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁷ ات مظلوم ترسیده: خب...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ¹⁰ موقع شام توی رستور...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁶ ات مظلوم : پدر جان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط