بی‌دلی را بی سبب آزرده گیر

بی‌دلی را بی سبب آزرده گیر
خاکساری را به خاک اسپرده گیر

خسته‌ای از جور عشقت کشته دان
واله‌ای از عشق رویت مرده گیر

گر چنین خواهی کشیدن تیغ غم
جانم اندر تن چون خون افسرده گیر

چند خواهی کرد ازین جور و ستم؟
بی‌دلی از غم به جان آزرده گیر

برده‌ای، هوش دلم، اکنون مرا
نیم جانی مانده وین هم برده گیر

گر بخواهی کرد تیمار دلم
از غم و تیمار جانم خرده گیر

ور عراقی را تو ننوازی کنون
عالمی از بهر او آزرده گیر


عراقی
دیدگاه ها (۲۵)

سلام شب همگی بخیر و خوشیخدا رحمتش کند روحش شاد

بی مهر رخت روز مرا نور نماندستوز عمر مرا جز شب دیجور نماندست...

آب حیوان است، آن لب، یا شکر؟یا سرشته آب حیوان با شکر؟نی خطا ...

ندیده‌ام رخ خوب تو، روزکی چند استبیا، که دیده به دیدارت آرزو...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

این خبر را برسانید به ایرانی ها شانه آماده کنید، داغ پدر می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط