Part

Part :35

بعد ۱۰ مین کوک به آدرس مورد نظر رسید چتری از پشت ماشین برداشت و و دنبال دخترک گشت که روی سنگ سرد و خیس زمین نشسته بود و به غروبی که داشت در بین ابر های بارانی پنهان میشد خیره شد .
رفت نزدیک و کتش رو در آورد روی دوش ا.ت انداخت و کنارش با چتر نشست .
×سرما میخوری
+کوک هق نمی‌خوام... هق .. برم .
کوک دخترکش رو در آغوش خود میگیره .
×همه چیز خوب پیش میره نگران نباش
ا.ت نفسش رو بیرون داد .
+چرا عاشقت شدم ؟ چرا عاشقم کردی ؟ چرا باید توی عشق بسوزم؟.
کوک سکوت کرد . حرفی نداشت بگه 
×بلند شو بریم
+باش...آخ پاهام
× نمی دونم الان دعوات کنم یه آرومت کنم
کوک ا.ت رو برآید استایل بغلش کرد . ا.تدستش رو دور گردن کوک حلقه کرد و به سمت ماشین ا.ت رفت روی صندلی گذاشت ‌و به کمپانی زنگ زد تا ماشین رو بردارن
سوار شد . ماشین رو روشن کرد و حرکت کرد . بخاری ، نم نم بارون ، صدای موزیک ملایم ، ترکیب این ها باعث آرامش کوک و ا.ت شد ‌.
ماشین ایستاد . پشت چراغ قرمز .
×ا.ت ...
+کوک من می رم .
×چی ؟
+می رم پاریس . هر موقع این داستان تموم شد بر می گردم و به همه میگیم
×ا.ت مطمئنی ؟
+من توی عمرم آنقدر مطمئن نبودم .
.
[پرش زمانی به ۲ روز بعد ]
.
[ویوی ا.ت]
توی این دو روز توی بدترین حالت ممکن بودم . پ.ریود هم که بودم عصاب اصلا عالی بود . کل خونه رو به هم زدم.
گریه می کردم . اعضا آرومم می کردن . ولی تاثیری نداشت .
.
.
چمدونم رو آماده کردم . وسایل شاهزاده رو جمع کردم .
یک استایل اسپرت زدم [اسلاید دوم ]
.
.
همراه با پسرا به سمت فرودگاه رفتم . وقتی پیاده شدیم همه رو بغل کردم و نوبت به کوک رسید .
×ا.ت [بغض] من بدون تو نمی تونم .
کوک بغلم کرد

حمایت فراموش نشه ✨️🫂
دیدگاه ها (۰)

Patr : 36×ا.ت ..با دستام صورتش رو قاب کردم +کوک تو تا الان ب...

Part : 37دیدم عکس اعضا روی صفحه است صدا رو بیشتر کردم و نشست...

Part : 34نامی : رئیس فکر نمی کنین دارین زیاده روی می کنین ؟پ...

سلام دوستان .اگه دنبال رمان تهکوک می گردی ..من توی این پیج ر...

Part 26

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط