می ترسم از آدم ها

می ترسم از آدم ها
آدم هایی که دست می گذارند روی تنهایی ات، مجوزِ ورود می گیرند... و تنهاترت میکنند
...
آدم هایی که سایه می اندازند روی سرت... و بی تفاوت، سایه سنگین می کنند...
آدم هایی که ساده می گیری بودنشان را... و سخت می کنند گذرِ لحظه هایت را...
آدم هایی که کوهِ معرفت می شوی برایشان... و آنها مدام می لرزانندت با آتشفشانِ بی معرفتی هاشان...
آدم هایی که به هزار و یک خاطره، دلبستۀ شان میشوی... و آنها به یک اشاره، پاک می کنند همه گذشته ها را...
آدم هایی که سردرِ آغوشِ همیشه بازشان نوشته اند:
« برای "شما" تا اطلاع ثانوی تعطیل است... »
آدم هایی که تو برایشان یک چیزِ دیگری... و دیگری یک چیزِ بهتر...
آدم هایی که قرار بود برایت یک دوست خوب بمانند... اما تاریخ مصرف زدند روی دوستی هاشان...
میترسم از آدم ها
آدم هایی با جیب هایی پُر از نقاب که برای هر بار سادگیِ دلت، یکی را به صورت می زنند...
دیدگاه ها (۶)

گاهی دوری بعضی آدم ها از معاشرت سوء تفاهم می شود؛فکر میکنیم ...

اگر طبق برنامه پیش نره، حتی بهتره: خون‌آشام‌های نسل Z بحران ...

***ابریشم نیمه شب***### پارت دوم: سایه‌ی کالوین کلاین**(صحنه...

معرفی رمان:بعضی آدم‌ها وارد زندگی‌ات می‌شوند و می‌روند؛اما ب...

رهاییرهایی یعنی دیگر برای نگه‌داشتن چیزی که رفتنی است، خودت ...

با خارها راهش را میبندم: شباهت ضلالت کوماری و بهائیت

🔻ناچارهای جنگ طلب✍️مسعود براتی🔹️درست زمانی که نیازمند «ابتکا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷③_بخش اول_بدترین دردی که می‌توان...

### پارت ۱۱: بازیِ شطرنج در میانه‌یِ بارانصدایِ آژیرها و فری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط