من بودم و همسایه ی دیوار به دیوار

من بودم و همسایه ی دیوار به دیوار
یک عاشـق و دیـوانه و بیمار به دیوار

تو آن طـــرفِ فاصــِــله ی آجری و من
یک قاب که چسبیده ام انگار به دیوار

وقتی که تو یک ضربه زدی وقت قرار است
من ضـربه و تو ضـربه و دیدار به دیوار

هربار سرم شانه و آغوش تو را خواست
من تـکـیه زدم جای تو هـربار به دیوار

انگشت تو رقاصه ی این محشر کبری
مــن گوش به دیوار و تو گیتار به دیوار

خوب است میان من و تو واسطه ای بود
عاشق شدم و کردمـش اقرار به دیوار

هرچـند که تو رفتی و دیوار ترک خورد
من ، گوشه ی دیوار و وفادار به دیوار ...
دیدگاه ها (۱)

قول داده بودی...با اولین برف به خیابان برویمو آدم برفی رویای...

حال خوش یعنی تو رادر برف گیرم در بغل...در هجوم واژه هادر زیر...

ای کاش احساسم گلی می بود ، میریخت عطرش را به دامانتیا مثل یک...

.پاییزعطر تلخ پیراهن مردی ستپیچیده درخیابانی بی عبور!و درختی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط