یک امشب را می خواهم ازت متنفر باشم

یک امشب را می خواهم ازت متنفر باشم...

حداقل به پاس یک عمر عاشقی ِ بی حاصل,

امشب ازت متنفرم ...

به خاطر بارانی که بارید و نبودی,

به خاطر این بغض های لعنتی که بی صدا می شکنند ,

به خاطر دردهایی که مرهمش ,

فقط تویی ,

به خاطر ِ این حس داغونی که تمامی ندارد,

به خاطر حرف های تلنبار شده در گلویم,

به خاطر آوار شدن آرزوهای مشترکمان
و ...
و ...
متعجبم چرا عشقم به نفرت تبدیل نمی شود ...

که چرا از یادم نمی روی ,

ای رفته از دست؟!

این جمله ام را با همان عشق همیشگی مان

بخوان ....

"یادت باشدامشب ازت متنفرم ... اما تو باور

نکن" ....
دیدگاه ها (۱)

ﺁﻳﺮﻳﻠﻴﻖ ﺍﻭﻟﺴﺎﺩﺍ ﻣﻴﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺟﻤﺎﻟﻮﻥ ﺳﻮﺭﻡﺳﻨﻪ ﻣﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﻣﻴﺸﻢ ﺁﻳﺮﻯ ﻛ...

برايــــم مهم نيســــت چه ميشـــود!!!به همــــه ي باورهــــا...

وایییییبییییییی....خیلی نازه مگه نه؟؟.

به سلامتی پسری که گفت:دختری که قراره زن من بشه بدونه♡...من ف...

پارت : ۲۹ جیمین هم پاهاش سسد شد و هانول رو بغل کرد و لب و اش...

پارتتتتت‌ جدیددددددد بلاخره گشادی رو گذاشتم کنارازت-متنفرم-و...

عرضم خدمت شما که این اولین فیکیه که دارم می‌نویسم. لطفاً نظر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط